نه به استفاده از هوش مصنوعی در نوشتن

حتما شما هم حسابی در شبکه های مجازی دچار خوددرگیری هایی از این قبیل که این متن تولید هوش مصنوعی هست (یا این ویدیو واقعیه، عکسش خیلی طبیعیه واقعا هوش مصنوعیه؟!) شدید.
قبول دارم که هوش مصنوعی چیزهایی رو خلق کرده که پیش از این باید ساعت ها برای هم توصیف میکردیم تا شمای ذهنیمان یکی شود و پلیاست بین ذهنهامان. با یک پاراگراف به ثانیه تصویری خلق میشود و همان را برای دوستی که ساعت ها سعی در توضیح شکل چیزی که مدنظرمان بوده میفرستیم.
ولی بیایید قبول کنیم که از ارزشمندی خیلی چیزها کاسته شده، مطالب علمی بیسند و مدرک، نوشتههای فاخر به ظاهر ادبی که بوی گند ماشینزدگی میدهد. بوم های هنری که با دیدنش چیزی در دلمان تکان نمیخورد و ...
بنظرم استفاده هوش مصنوعی برای بهبود کار و بارمان تا حدی خوب است ولی نه آنکه تا به دوراهی میرسیم اول یک دور با آن بهترین راه را بررسی کنیم و بعد عقلمان را به کار بیندازیم.
یا وقتی میخواهیم کاری جالب انجام دهیم پیش از آنکه به راههای جالب انجام دادن فکر کنیم دستمان روی کیبورد «روش های خلاقانه برای» را نوشته باشد.
در باب نوشتن نیز همینگونه است، تا به یک تشبیه در ذهنمان شکل میگیرد قلممان خشک میشود و ترجیح میدهیم همان را به هوش مصنوعی بدهیم تا کاری خالی از عیب از آب دربیاورد. کمرمان را این بینقص نمایی شکسته است.
ولی برای رهایی از این وسواس بی سرو ته چهکنیم؟
بهترین راهش که خود از آن جواب گرفتم دیالوگی با خود و تحلیل و ریشهیابی مسئله است. یک طرف باید ضد و طرف دیگر باید موافق باشد و آنقدر بحث و استدلال کنیم که یک طرف متقاعد شده و کنار بایستد.
خود من وقتی مثال دختر ورزشکار فیک را برای خودم زدم متقاعد شدم و کنار کشیدم.
به این صورت که دختر با هر نوع فیلتری که شده شکم پهلویش تخت و انحنادار نشان میدهد و هزاران لایک و کامنت از آن خود میکند اما تا اعلان رویدادی ورزشی را میبیند از ترس آشکار سازی واقعیت خودش عقب میکشد و در واقع معلوم نیست با خودش چند چند است.
پس باید اول تکلیف خود را بدانیم برای چه مینویسیم؟
لایک گرفتن از افراد ناآگاه یا بهبود خود و تقویت ماهیچه های نوشتنمان؟
این جستار را نوشتم تا باز به خودم یادآوری کنم که در این دنیا واقعی بودن به همه چیز میارزد حتی اگر زشت ترین، ناقص ترین، مسخرهترین نظرات و افکار را در پی دیدن، خواندن یا شنیدن آن چیز بهدنبال داشته باشد.