نوشتن. مشاهده. فهمیدن.

نوشتن، شیوه‌ای برای دیدن

خانه‌ی داستان‌ها، جستارها و یادداشت‌هایی که از خواندن، مشاهده کردن و کنجکاوی زاده شده‌اند.

نشان مرضیه احمدی؛ درخت، کتاب گشوده و قلم
گل زرد کوچکی میان صفحات کتابی گشوده

درباره من

آدم‌ها، کتاب‌ها و طبیعت را نمی‌توان با عجله فهمید

من مرضیه احمدی‌ام؛ می‌خوانم، مشاهده می‌کنم و می‌نویسم. بیشتر نوشته‌هایم از یک مشاهده آغاز می‌شوند و بیش از آنکه به دنبال پاسخ‌های قطعی باشم، به دنبال پرسش‌های بهترم؛ پرسش‌هایی که ما را به دیدنِ عمیق‌تر جهان و خودمان دعوت می‌کنند.

آشنایی بیشتر با من

نوشته‌های اخیر

همه‌ی نوشته‌ها
داستان

هدف نزدیک

کلید در قفل چرخید. عروس هلندی گوشهٔ قفس افتاده بود، بی‌حال از گرما و تشنگی. «دوست داری آزادت کنم؟»

ادامه‌ی نوشته
جستار

رویایت چیست؟

این سؤال را در کتاب هنر زندگی کردن دیدم. سؤال ساده بود، اما در ذهنم مثل حس ضربه‌ای داشت که ناخواسته به سرم خورده بود.

ادامه‌ی نوشته

از سرود سکوت

«شاید جهان،
هرگز منتظر ما نبوده است.»
از «مرکزِ هیچ منظره‌ای»
«انسان برای سکون ساخته نشده است. ما موجوداتی هستیم که در فاصلهٔ میان امنیت و ناشناخته‌ها نفس می‌کشیم.»
از «ملالِ تعادل»
«در این روزها، من بیشتر به زنده‌ماندن فکر کرده‌ام تا زیستن.»
از «رویایت چیست؟»
«این زبان، تنها ابزار بیان نیست؛ میدانِ زیستن است.»
از «شکوهِ زبان، شکوهِ ماندن»
«طبیعت پادزهر زمان است؛ کمی به روشنایی سبز و چشم‌انداز دور خیره شو، شاید آنجا اثری از امید بیابی.»
از «نوشته‌ای درباره مرگ»
«سوگ دو چهره دارد؛ یک چهره‌اش اشک است، دیگری آتش.»
از «سوگ؛ آتشی زیر خاکستر»

سرود سکوت

نوشته‌های تازه، پیش از همه‌جا در کانال تلگرام منتشر می‌شوند.

عضویت در کانال@soroodsokoot