نوشته‌ها

داستان‌ها، جستارها و یادداشت‌هایی که از خواندن، مشاهده کردن و کنجکاوی زاده شده‌اند.

داستان

هدف نزدیک

کلید در قفل چرخید. عروس هلندی گوشهٔ قفس افتاده بود، بی‌حال از گرما و تشنگی. «دوست داری آزادت کنم؟»

ادامه‌ی نوشته
جستار

رویایت چیست؟

این سؤال را در کتاب هنر زندگی کردن دیدم. سؤال ساده بود، اما در ذهنم مثل حس ضربه‌ای داشت که ناخواسته به سرم خورده بود.

ادامه‌ی نوشته
جستار

ملالِ تعادل

آیا می‌شود میان خواستن و نخواستن، میان کار و استراحت، میان جاه‌طلبی و رضایت، نقطه‌ای پیدا کرد که هم متعادل باشد و هم زنده؟

ادامه‌ی نوشته
داستان

ناخدا

خیره به آب داخل لیوان بود. کاش ناخدا نبود. کاش حداقل دزد نبود؛ آن وقت حرفش خریدار بیشتری داشت.

ادامه‌ی نوشته
یادداشت

کاراکترِ فردا

ما هر روز با کاراکتر جدیدی از خودمان مواجهیم که با دیروزی فرق دارد؛ اهمال‌کاری نتیجه‌ی ارتباط ضعیف با همان خودِ فرداست.

ادامه‌ی نوشته
یادداشت

ذهن مصداق‌یاب

از بچگی جوری تربیتمان کرده‌اند که غلط‌ها را بیابیم. به درست‌ها کاری نداشتند، گویی تلاشی پشتش نیست.

ادامه‌ی نوشته